نفت و جريان بوجود آمدن آن در مسجد سليمان
حالا دلم تنگ براي مي سليمون
دلم تنگه براي مي سليمون سلام بر جاي جاي مي سليمون
به كه ها و به صحراهاي بي دنگ به شهر بيصداي مي سليمون
سر خاك خووس ويدم بدنيا بووسم خاك پاي مي سليمون
بهر جايي روم آخر غريوم نيد دّم چي صفاي مي سليمون
چه وابي شهر ما بي دونگ وابيد كه يه ره هاي هاي مي سليمون
يه وختي ليله هاس بيدن پر از نفت كشيدن خين رگاي مي سليمون
بهرجايي ز صنعت ايروي تو ابيني رد پاي مي سليمون
ز عهد دار سي تا روز محشر زنن گپ از طلاي(2) مي سليمون
بهر جايي كه بي ،گم گمب تو شمال افهميدي نواي مي سليمون
دلم لك زيده سي اودال و گندي هيچي ني بو غذاي مي سليمون
يه روزي آبرو بيدي سي ايران ولي حالا خراوي مي سليمون ؟
خدا كورس كنا هر كي كه خواسه شو و تار و فناي مي سليمون
هني هم پر دل و جرأت ابينمُ همه مرد و زناي مي سليمون
دلم خوش ني كه سي گويل بگم باز ز، اي روز سياي مي سليمون
((ارلر بختياري هدي بي غلط بخونس و سي بقيه دوس دارو ن بسي كن))
به اميد گويش زبان بختياري در ايران زمين
اين شعر تقديم به تمام دلتنگان ديار مادري
شعری به گویش بختیاری از: آرمان موری احمدی
زور بُم گِرِهدِه بی كَسی، دی چاره ناچارُم سِتین
فشار بیكسی بر من روزافزون شده، دیگر چاره ای ندارم، ای ستین
هر شُو زَنُم گولِ دلُم آستاره ایشُمارُم سِتین
هر شب دلم را فریب میدهم ستاره ها را می شمارم، ای ستین
دنیا پلِشتِ و لیشِ و نَدُونُم كُیه وا ری كُنُم
دنیا ناهنجار و زشت شده و نمیدانم به كجا رو آورم
جون خُوتِ اِز عالم و آدم مُو بیزارُم سِتین
به جان خودت من دیگر از عالم و آدم بیزار شده ام، ای ستین
دنیا لِر چَپ ایخوره، وا بی چَواسِه اِی خدا
دنیا به چپ و برعكس می چرخد ای خدا
بَفتِه ز غم سی مو قَوا، تَش وَندِه به كارُم سِتین
قبایی از غم برایم بافته و آتش به هستی ام زده، ای ستین
دی ناله،ناله،”نِی”،نیا آرمونِ دِلْ دیْ نی وُرا
دیگر ناله ای از نی برنمی خیزد،دیگر آرزوهایم برآورده نمی شود
تِهنا و دلتنگ خُوتُم، رَهدیُ و وِِر دادیم سِتین
دلم فقط برای تو تنگ میشود كه مرا رها كردی و رفتی، ای ستین
نی هُمدُرُنگی سی دلُم سَر وا به شونِ كی بِنُم
همدمی برای دلم نمانده است، سرم را بر كدام شانه بگذارم
خوت،بَردِ غَمچین مُنی، وایای به هِی جارُم سِتین
تو سنگ صبور منی،باید به فریادم برسی، ای ستین
وایای به هِی جارُم سِتین وایای به هِی جارُم سِتین…
باید به فریادم برسی، ای ستین باید به فریادم برسی، ای ستین…
توضیح: ستین بمعنی ستون است اما در گویش بختیاری و لری معنایی فراتر از این دارد. ستین یعنی پشت و پناه ، عزیزم، ستون زندگی، امید. «تو ستین دلمُی!». دایه سلام. علیك ستین م.

